به نقل از صندوق جهانی پول

تحول اقتصاد جهانی و چشم انداز سیاسی : یکپارچگی جهانی یا جدایی

پس از 2 نسل از افزایش ارتباطات متقابل جهانی ، نظم پسا جنگ دومی دنیا در حال فرسوده شدن است.
رشد آرام جهانی و افزایش نابرابری ، موج پناهندگان ، و خیزش چهره های سیاسی با تمایلات شدید ناسیونالیستی ، چالش های اساسی را بر سر راه ارتباط متقابل جهانی نهاده است. دیدگاه های تازه ای بر چگونگی بازار کشورهای پیشرفته ، در حال توسعه و نوظهور پدیدار شده است که چشم انداز جئوپلتیک جهانی را شکل خواهند داد و با وقایع مهمی که آغاز آنها در واشنگتن و پکن خواهد بود ، ادامه خواهد یافت .
اغلب اوقات روح همکاری بین المللی درست در مواقعی که بیشتر مورد نیاز است و چشم بدان دوخته شده است چون غباری در پیش چشمان شما ناپدید می شود ، و پس از ان عدم این همکاری جهانی به وقوع بحران می انجامد . بحران هایی که خیلی دیر همکاری بین المللی را وادار به شکل گیری می کند .
در حال حاضر هنگامی که جامعه ی جهانی ناتوان از اجماع و همکاری در مسائل پولی ، تبادلات ارزی ، و سیاست های تجاری ست ، ما دورانی از یاسی بزرگ را تجربه می کنیم . سپس در دنیای پس از جنگ جهانی دوم ، که شاید بزرگترین تحولات ناگهانی و بزرگ را در تاریخ رقم زد ، درس های دردناکی که از آن فاجعه بدست امد نفس حیات را در کالبد همکاری های سیاسی و اقتصادی که ما در تمام عمران آنها را تجربه کرده ایم ، دمید . اکنون اما نیرویی جدید خیزشی از جدایی طلبی های سیاسی و اقتصادی را پدید آورده است ، آیا ما محکوم به تکرار اشتباهات در تاریخمان هستیم ! آنچنان که کارل مارکس گفته بود : " تاریخ در حال تکرار است ، بار اول در قالب یک تراژدی و پس از آن همچون نمایشی لوده وارانه . "
برای دو نسل ، کشورها نظمی جهانی بر اساس ساختاری نهاد محور با هدف حفاظت از پایداری اقتصادی و حفظ امنیت ، را حمایت کردند . آن روش سامان امور جهانی ، اگرچه دارای نواقصی بود ، به طور گسترده و معناداری توسط همکاری های سازنده ی بین المللی هدایت و حمایت می شد ؛ در حالی که به اندازه ی کافی از اختیارات ملی و حق حاکمیت به منظور کسب حمایت گسترده و ادامه دار ، حفاظت می کرد . پس از دوره ای طولانی از بحران های اقتصادی که رفاه را در جوامع هدف قرار دادند ، و در طی دوره ی جنگ سرد و عواقب در پی آن ، ان نظم و سامان جهانی چند دهه از پیشرفت اقتصادی و ثبات را به همراه آورد ، و به طور بی سابقه ای استاندارد های زندگی را بهبود بخشید ، صدها میلیون نفر را از فقر رهایی بخشید و طبقه ی متوسط را در سطح جهانی پدید آورد .
نارضایتی در حال رشد

امروز اما ما شاهد رشد و پدیدار شدن چالش ها و مشکلاتی در برابر نظم فعلی جهانی هستیم ، از جمله کاهش حمایت مردمی ، و تشدید فضای تردید و عدم قطعیت . در ضلع اقتصادی ماجرا ، نارضایتی فزاینده ای در اقتصاد های پیشرفته وجود دارد که ناشی از آسیب هایی ست که پدید آورنده ی آن بحران مالی جهانی ، کاهش نرخ رشد اقتصادی ، رشد فناوری هایی که بسیاری از فرصت های شغلی را در فرایند های اتوماسیون بلعیدند ، و مهاجرت های فردی و گروهی که تعاملات جهانی همراه آورد ، است . جنبه های پنهان سرمایه داری مدرن اکنون پیکره ی خود را کاملا عیان ساخته است.
 
 
رکود در رشد دستمزد و ایجاد فرصت های شغلی جدید در طبقه متوسط و افزایش نابرابری در حال فرسودن مناسبات اجتماعی ست . رهبران سیاسی فرصت طلب با موفقیت در حال به بازیچه قرار دادن ترس از سرعت زیاد تغییرات که خارج از کنترل شهروندان عادی ست هستند ، و بدین وسیله حتی در انتخابات ها برنده می شوند . در ایالات متحده ، پیشرفت اقتصادی اقلیت ها و زنان واکنش های شدید کسانی که گمان می کنند در این میان در حال فروافتادن هستند را برانگیخته است. برخی بازار های اقتصادی نو ظهور در حال تقلا برای مبارزه با شکاف رو به گسترش میان انتظارات طبقه متوسط جدید و توانمندی دولت ها برای براورده کردن انها ست در حالی که نرخ رشد اقتصادی جهانی و داخلی بسیار کند است.
اما این چالش ها فراتر از زمین بازی اقتصاد گسترده شده اند . در واقع ، اقتصاد ، سیاست و امنیت به طور جدایی ناپذیری در دنیای ما در هم تنیده شده اند . مهمتر از همه چشم انداز آینده ی سیاسی دنیا در حال تغییر است . برای تقریبا یک دهه ، ایالات متحده و اروپا انرژی سیاسی شان را برای بازیابی خود از بحران مالی جهانی متمرکز کرده اند . و این تمرکز توان بلقوه ی انها را برای رویارویی با دنیایی بزرگتری که در واقع با آن رو به رو هستند را تضعیف کرده است . در همین زمان چین رشد اقتصادی سریعی را تجربه کرد و نقش فعالی را در آسیا و آفریقا ایفا کرد که باعث برهم زدن بالانس اقتصادی قبلی جهان شد و صف بندی قدرت های سیاسی را تغییر داد . به جز چند کاهش رشد ، چین هنوز منبع 37 درصد از کل رشد اقتصادی دنیا ست . همچنین کشور های با بازار های نو ظهور به حق خواستار سهم بیشتری در نهادها و مجامع بین المللی هستند .
قدرت های ژئوپلتیک

در همین حال ، ظهور بازیگران غیر دولتی هزینه ها و خطرات جدیدی را تحمیل می کند که همکاری های بین المللی را پیچیده تر می کند. جنگ در خاور میانه کشور هایی ناموفق را پرورده است ، موج تروریسم به خصوص ISIS ، و جریان رو به فزونی پناهندگان بر منطقه و بر اروپا فشار های زیادی را وارد می کند. تروریسم و تهدیدات سایبری اکنون تبدیل به حقایق تلخ ولی غیر قابل انکار زندگی در تمام کشور ها شده اند . با این مشکلات و مصائب تنها از طریق همکاری های بین المللی می توان مواجهه کرد .
در حوزه ی ژئوپلتیک ، فاکتور های دیگری نیز وجود دارد که همکاری های بین المللی را دشوار می کند. البته این یک پدیده ی جدید نیست ، تاکتیک های خصمانه ی قدرتمندی که ایالات متحده بکار می گیرد ، به ویژه استفاده ی مکرر آن از تحریم که به عنوان یک سلاح مالی کاربرد دارد ، حمله ها توسط جنگ افزار های بی سرنشین درون مرز های کشور های دیگر ، و جاسوسی از رهبران سیاسی کشور های مختلف . رهبران اروپایی با مجموعه ای سخت و دشوار از مشکلات داخلی رو به رو هستند ، از جمله نحوه ی مدیریت بحران پناهندگان ، مذاکرات خروج انگلیس از اتحادیه ی اروپا ، کنترل تروریسم ، و آرام نگاه داشتن مردم خسته از اصلاح و تغییرهای بی حاصل .
در نهایت ، قدرت های نو ظهور – برزیل ، هند ، روسیه ، چین ، آفریقای جنوبی – و دیگران با وجود قدرت و نفوذ در موسسات و نهاد های جهانی در کنار افزایش اهمیت و علاقه ی جهانی به آنها مشتاق اند تا نفوذ بیشتری در منطقه شان و در جهان داشته باشند . آنها متقاعد شده اند که کشور های پیشرفته زمین بازی را واگذار خواهند کرد ، وحتی اغلب اوقات ، رویکرد ها و سیاست های مالی جایگزینی را اعمال می کنند ، چه از طریق ایجاد نهادهایی همچون بانک های سرمایه گذاری آسیایی و بانک توسعه ی بازار های اقتصادی نو ظهور ، یا با اتکا به تلاش های خود در عرصه ی ملی جهت پشتیبانی از توسعه و بسط نفوذشان در میان کشور های خارجی .
 
 
علاوه بر این بعد دیگیر نیز که به پیچیدگی ها می افزاید از فناوری های مخرب جدید منشا می گیرد . از جمله پیشرفت ها در فناوری اطلاعات ، اکتساب و جمع آوری اطلاعات سایبری ، و فناوری های مرتبط با بیگ دیتا ، و همین طور هوش مصنوعی . توسعه ی این فناوری ها امید های تازه ای را پدید اورده اند ، اما همچنان سوالاتی را پیرامون سوداوری و پایداری موسسات و کمپانی های موجود فراهم آورده اند. و نیز ممکن است منجر به کاهش اثر بخشی سیستم های قانونی و نظارتی موجود شوند .
به موجب موارد یاد شده آینده ی پیش رو ناپایدار و غیر قابل اتکا می شود ، آنها حتی می توانند باعث پس انداز های احتیاط آمیز شوند و سرمایه گذاران نگران را در حاشیه نگه دارند .
چگونه برای بازنشتگی خود با توجه به این ناپایداری برنامه ریزی می کنید ؟ به ویژه در شرایطی که نرخ بهره نزدیک صفر نگه داشته شده است. چگونه برای آینده ی اتحادیه ی اروپا سرمایه گذاری می کنید در حال آنکه در حال خروج از آن اید ؟ چگونه در خاور میانه سرمایه گذاری می کنید در حالی که دولت های ان از هم پاشیده است ؟ اتحاد ها و پیوستگی ها در حال تغییر و تحول است و بازیگران غیر دولتی در حال بافتن روابط جدید هستند . چگونه برای اختلات در کشور هایی اماده می شوید که در آنها ماشینها در حال جایگزینی با کارگران هستند یا قدرت فناوری اطلاعات قابلیتی در اختیار نقش آفرینان غیر دولتی می دهد که بتوانند پایداری دولت ها و قدرت حکومت را به چالش بکشند .
چه باید بکنیم ؟

برای تکرار سوالی که به طور مشهوری در اوایل قرن گذشته مطرح می شد ، هنگامی که نظم جهانی بر اساس این سوال که "چه باید بکنیم" شکل گرفت ، حال چه باید بکنیم ؟
وضعیت طعنه آمیزی که وضعیت حاضر با آن رو به روست این است که توسط ارتباطات متقابل و همکاری های جهانی به نحوی که بیشتر و گسترده تر از هر دوره ای بوده است ، حاصل شده است . اگر اقتصاد های پیشرفته با چالش های دشواری رو به رو شوند که نرخ رشد اقتصادی و رشد بهره وری را کند سازد ، آنها به سختی می توانند از منافع حاصل از تجارت چشم بپوشند . اگر بنا به حفظ و در نهایت سرعت گرفتن رشد اقتصادی و رسیدن به یک همگرایی در استاندارد های زندگی باشد، بازار های نوظهور همچنان به اتکا به تجارت ادامه خواهند داد ، و سرمایه و فناوری قسمت و جزئی جدا نشدنی از ارتباطات متقابل خواهد ماند .
حفاظت از دستاورد ها در برابر جهانی شدن با اتکا به یکدیگر برای احیای رشد اقتصادی ، امری ضروری ست . گروهی از 20 کشور با اقتصاد پیشرفته و نو ظهور نقشی مهم در این پروسه ایفا می کنند . و کشورهای عضو نیاز دارند تا پس از اجلاس امثال هوانگژو ، اقداماتی را برای سرعت بخشیدن به رشد اقتصادی این کشور ها با استفاده از تمام لایه های سیاسی ، پولی ، مالی و ساختاری ، پیاده سازی کنند تا به بهبود رشد اقتصادی جهانی بیانجامد. آنالیز اخیر IMF نشان می دهد که برای اقدامات جامع ، با ثبات و تعاملی ظرفیت هم افزایی بسیار زیادی باقی مانده است . با همکاری در کنار هم دست یابی به اهداف بیشتری محتمل و امکان پذیر است.
اما انچنان که ما در حال انجام انیم ، ما می بایست اقتصاد ملی و جهانی خود را بیشتر در هم بتنیم تا نا امنی اقتصادی و افزایش سطح نابرابری که همراه رشد جهانی شدن رشد کرده ، را کاهش دهیم . در یک جامعه ی سرمایه داری ، اغلب تغییرات برنده ها و بازنده هایی را در پی خواهد داشت . ما همچنین می دانیم که تخریب ساختار جغرافیای سیاسی تشدید کننده ی نگرانی ها و تنش هایی ست که باعث تغییر و دگرگونی های اقتصادی می شود . نبابر این تلاش های ما برای افزایش رشد اقتصادی می بایست همراه سیاست هایی باشد که پشتیبان اقشار ضعیف و انهایی که بر اساس تغییرات پس زده شده اند یا گرفتار اثرات منفی شده شده اند ، باشد . کشور های ما باید بیشتر پذیرای سیاست های بازتوزیعی ثروت باشد ، که نیاز مند تمرکز ویژه روی کارگران ماهر معذول شده در هر دو بخش صنعتی و خدماتی ست . جایی که دولت مردان می توانند انتظار شهروندانشان را در مورد استاندارد های رو به رشد زندگی و امنیت فردی مواجه شوند ، اقدامات عوام گرایانه می بایست فوریت خود را از دست داده و کنار گذاشته شوند.
این روز ها سخنان پر از توهم زیادی در مورد کشیدن دیوارها شنیده می شود (کنایه به برخی سخنان و موضع گیری های ترامپ) . در واقعیت ، دیوار های دفاعی که ما نیاز داریم می بایست از نهاد های بین المللی ما در برابر تهدیدات آینده دفاع کند. این اقدامات می بایست شامل هماهنگی بهتری برای محدود کردن آسیب پذیری اقتصادی باشد . همچنین نیاز مند ، مقررات مالی قوی تر جهت جلو گیری از سواستفاده در سیستم های بانکی و نیز بازار سرمایه گذاری ، همکاری و هماهنگی مالیاتی برای محدود کردن کاهش ثروت ملی ست که به دلیل جابجایی فعالیت های اقتصادی از درون مرزی به همکاری های فرامرزی پدید می آید. این اقدامات نیاز مند نزدیکی و همگرایی بیشتر قطب ها و کشور های اثر گذار دنیای ماست . ما نیازمند محافظت ، و در جایی که لازم باشد اصلاح ، هسته های چند جانبه ی نهاد های بین المللی همچون صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی ، و سازمان ملل متحد هستیم . ادامه ی نفوذ و اثر گذاری آنها وابسته به اجازه دادن به تکامل و تطبیق دولت ها با واقعیت های ناشی از تغییر قدرت های جهانی ست. رویکرد مشابهی که اشاره به حمایت کردن و یکپارچه سازی موسسات جدید ، و طرح های مروجانه ی بازار های نو ظهور است . این امر همچنین از طریق همکاری و هماهنگی بیشتر نیازمند پیشرفت قرار داد ها و سازمان های مالی منطقه ای موجود است ، همانند طرح Chiang Mai .
در آخر ، اکنون زمان ان فرا رسیده که اکنون زمان ان فرا رسیده که سنت کهن بنیاد جدایی افکندن بین اقتصاد و امنیت در سیاست گذاری های ملی و بین المللی را کنار بگذاریم . این مقوله ها 2 امر جدا نشدنی در دنیای جهانی شده ی امروز است دنیایی که در آن اختلافات ارضی و نوسانات بازار می تواند بدون توجه به ساختار های قرن 20 امی ، معکوس و یا مختل شوند . علاوه بر این ، تنها یک رویکرد واحد ، رویکردی که متوجه است که تهدیدات امنیتی دارای پیامد های اقتصادی هستند و در عین حال ناپایداری اقتصادی به تهدیدات امنیتی می انجامد ، می تواند راهبر کشور های شکست خورده ، بازیگر های غیر دولتی ، و مناقشات منطقه ای برای حفاظت از دنیای پایدار و صلح امیز باشد . برای اجتناب از تکرار اشتباهات تاریخی مان و تسلیم شدن به تکه تکه شدن های سیاسی و اقتصادی ، زمان گفت و گو های جدی و تازه سازی روح همکاری های بین المللی فرا رسیده است .
 

 
#بحران_اقتصادی #بحران_مالی #رشد_اقتصادی #اقتصاد_جهانی #مقاله_اقتصادی #صندوق_بین_المللی_پول #صندوق_جهانی_پول
#آرپا #نرم_افزار_حساب_داری #نرم_افزار_مالی #سیستم_مدیریت_مالی #نرم_افزار_مدیریت_مالی #نرم_افزار_حساب_داری_ترکی #نرم_افزار_حساب_داری_انگلیسی #نرم_افزار_حساب_داری_چینی